محمد حسينى همدانى نجفى

68

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )

قدرت از مقام ربوبى است و بشر فاعل ما يشاء خواهد بود . و قول به جبر نيز بر خلاف واقع است باينكه بشر در افعال و حركات خود مانند جمادات هيچ گونه تأثير روانى و خارجى ندارد و بر اين تقدير وعد و وعيد و ثواب و عقاب و ارسال رسولان لغو و بيهوده خواهد بود . و قول صحيح آنست كه حق تعالى را مستقل در ايجاد و خلق و آفرينش بداند و همه حوادث بقضاء و حكم حق تعالى و قدر و تقدير او است ولى بشر نيز در اجراى خواسته خود بر اساس نيروى اختيار ميتواند افعال و خواسته‌هاى خود را اجراء نمايد و برحسب تحليل از بشر يك فعل صادر مىشود و همان مباشرت به عمل است چه مبادى روانى آن مانند تصور و تصديق و تصميم و اراده و چه اقدام به عمل و تحريك اعضاء و جوارح خود باشد ولى صدور هر يك از اين مبادى وابسته به اراده قاهره كبريايى است . زيرا بشر موجود ربط محض بساحت كبريائى است و نيز بتبع در همه شئون وجودى خود نيز اين چنين ربط محض خواهد بود يعنى در تصور و تصديق و صدور اراده و تصميم و هم‌چنين به كار بردن نيروى اعضاء و جوارح همه و همه ظهورى از اراده قاهره كبريائى خواهد بود و در نتيجه هر چه از مبادى فعل و مباشرت به فعل با نيروى اختيار از بشر صادر مىشود ظهورى از خواسته و اراده قاهره است . در نتيجه يك فعل اختيارى از بشر صادر شده ولى بعض مبادى آن استناد به قدرت و اختيار بشر دارد و اساس همه آنها وابسته باراده قاهره كبريائى خواهد بود در حقيقت هر فعل اختيارى قائم باراده كبريائى است و او قيوم شخص فاعل و نيروى اختيار او و اجراء عمل و حركات اختيارى او است و در همه شئون وجودى بشر قائم بساحت كبريائى خواهد بود يك فعل اختيارى از بشر صادر شده ولى بعضى مبادى آن وابسته به شخص فاعل و اراده اوست و اساس همه آنها وابسته بساحت كبريائى خواهد بود .